x تبلیغات
فرکانس شبکه های استانی و سراسری ایران

رمان معشوقه فراری استاد

 رمان معشوقه فراری استاد
 

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 1 این رمان شامل زیرسلسله‌هایی به نام‌های "معشوقه‌ی جاسوس" و "فصل دوم" نیز است و امتیاز 4.2 از 95 نظر دهنده دریافت کرده است. 

 

 رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 28 دارای شرحی است درباره‌ی صدای مهرداد که نزدیک گوش می‌شنود و از نشاط خود لذت می‌برد. 

 

 رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 43 درباره‌ی بی‌حوصلگی و درده

 

 

 

«معشوقه‌ی فراری استاد» یک رمان عاشقانه و پرماجرا است که داستان زندگی یک دانشجوی دانشگاه به نام «مطهره» را روایت می‌کند. او با استاد خود به نام «مهرداد» رابطه‌ای پنهانی دارد که این رابطه برای هر دو طرف دردسرساز می‌شود.

 

داستان رمان

مطهره از پدر سختگیر و مادر بیمارش فراری است و برای تامین هزینه‌های زندگی و درمان مادرش به دنبال کار می‌گردد. او پس از آشنایی با مهرداد، با وی رابطه‌ای عاشقانه برقرار می‌کند 

. اما این رابطه پنهانی به دلیل موقعیت استاد-دانشجو بودن آن‌ها، مشکلات فراوانی را به وجود می‌آورد 

.

 

دشواری‌های پیش رو

مطهره و مهرداد مجبور می‌شوند رابطه خود را از همه پنهان کنند، اما شخصی به نام «نیما» از این رابطه مطلع می‌شود و آن‌ها را تهدید می‌کند 

. آن‌ها برای فرار از این وضعیت، طرح‌های مختلفی را می‌ریزند، اما همیشه با مشکلات جدیدی روبرو می‌شوند 

.

 

اوج داستان

در اوج داستان، نیما مطهره را ربوده و شکنجه می‌کند 

. مهرداد برای نجات او تلاش می‌کند و در نهایت موفق می‌شود او را از چنگال نیما نجات دهد. پس از این ماجرا، آن‌ها تصمیم می‌گیرند برای همیشه فرار کنند 

.

 

رمان «معشوقه‌ فراری استاد» داستانی جذاب و پرهیجان است که خواننده را تا انتها درگیر می‌کند.

 

کتاب دو قرن سکوت چاپ اصلی

 ، «فلسفه» در بروجرد منتشر شد.
در سال 1324 پس از آبنکامه،
وی در آزمون ورودی دانشکده علوم مقمول و مقمول و دانشکده ادبیات رتبه اول را کسب کرد و وارد گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. که در
در سال 1327 دوره کارشناسی ادبیات فارسی را با رتبه اول به پایان رساند و سمال باممد وارد شد.
دوره دکتری، گروه ادبیات دانشگاه تهران، گردی. در سال 1334 توسط الزمان فروزانفر از رساله خود تألیف شد
«نقد الشوع، تاریخ و اصول الآب» (نقد الشعر، تاریخ و اصول الآب)، زیر نظر.
دکتر دی دیکوتر زری. ناکوموب در سمل، 1330 در کنمار، عماد، اثر فازملی اسمر،
مانند محمد معیی، پرویز ناطل خامنلر، غلمحسین صمدیقی و آبماس زریماب بمرایی / 12 دو قرن سکوت مشارکت.
در طبره، ترجمه مقاله دائر، حلمعارف اسلام. (طبا هلن، د.، ک.، دوات ش. د.،
از سال 1335 با رتبه کمر خمود، دانشگاه تهران، آبغماز کومرد و احمد،
تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کولام و تاریخ تسموف در دانشکده ادبیات و
الهیات، دکتر دکوتر زری، ناکوب چندی و
همراهی نمایشی با تدریس پرداخت، تی دکوتر در لیسه تهاماران و آموزشکده فنی هان. زرین کوب از سال 1341 به بعد معلم پاره وقت بود
در دانشگاه تهران در دانشکده هیهای هن، دی، پاکوسمتا، ن.، آبکوسمفور، دی، سامورب، ن.، پرینسمون، و… و
پرداخت، ت.دکتر.
زرین کوب در بسیاری از مجامع و مجامع علمی شمرکوت حضور داشته است
امراد سامخانرانی را نماینده ایران خطاب کرد. از ایمن میمن
پنجمین کنگره اسلامی در بغداد، بیست و ششمین کنگره بین المللی مستشرقان در دهلی و کنگره
تاریخ ادیان در ژنم و مجلس اعظم
کنگره بین المللی علوم تاریخی در وین.
حافظ شیرازی در دوشنبه تاجیکسماماته،
کنگره بزرگ نظمیه در
ایتالیا و بعداً در ایالات متحده، مجمع عمومی
از ویراستاران تاریخ تمدن از
مردمان آبسمیان مرکومزی
در پماری، س. جناب خوجموی کورمانی در کورما، و
همایش مشترک اقوام آبسیان در تهران که برخی از این مجامع شامل م.
دکوراتور زرین کوب در سا لاهای ابخر عمر
قفسه کتاب خود را به قفسه کتاب زادگاهش شمهر بروجرد اهدا کرد. وی در 24 شیمریور 1378 پمس از سما لها فامالیت در مزرعه تماری خ.
ادبیات و تصوف در سن ۷۷ سالگی در تهران، دیده از جهان فروبس، تی.
1330 دو قرن سکوت کوتاه درباره نویسنده و این ک

کتاب دو قرن سکوت چاپ اصلی

کتاب الفیه و شلفیه فارسی + عربی

 دانلود کتاب الفیه و شلفیه

براد الحمد شرحي حمده والصلاة والسلام على اشرف الخلق سيد محمد والأقال المولف حمد اسد به شرط شده بودی که این کتا بنام با بری خود و هر جور رباب جو اول استار به بر دو به داده بودی و ضمادات ممسوحات و حفه ها و محولات و معا جاین و سلومات مرجات و بلوزات میخرد کن از اینکه تقویت ما بر باد با وجود باستان بر آنکه متعلق این رمان از ریت منار خوان و خضابات مستقو المیرا سودات وانا ار ای قر بانیان خوب باشد و آنهایی خشبو سانی و جبال الافربه کند وفوج علا که موقتی و سابونا بود بالله انه ال ان بی رو که با الا ان الام و برای کم است وبا التوفي بایل دور وزانستی درمان محمد المضارب بان جونکه چه انسان دوستی هر بار این دوران بان که نام الا الله در سالی سختی کو تا آن صفات اکرد و زن موجود باشد. او را قایق در جمال دمولوت به کمال توان گفت و کرانون او صاف ان هنر ناقص به همان مقدار در خشن او نقصان بوده باشد و کم اتفاق مرانه جسمیع ان الان نی من بر ا ا ت ان نموده اند چه چیز برای دورانی یا باشد سیاہ کر بسیار بی ام و سیاسی ابر روسیای میانی بیم جهاد بر می اید که سفید داشته باشد

علیه رنگ سفید الالف سیم و سفیر و نان و سفیدی خصی و در وست سر در جانی و مور سر را در سام جد مرکنند و چهار چه می باید د صرف مرا به زبان سرخی لب دریا روی و سرخی المینین و هر چیز باید که در از باشه در رازی کردن در ارت قامت در از موی سر درازی ابر و چهار چه باید و روان باشد. و اخرین ایده و فی اخر میشم و در اخر سینه و مدور بودن را مر و با ریز باید تک میر کے خاف ان کے مواقع گوشی و نیکی سوال بینی تنافع و چهر چیز باید کوچک کو چار مین و دسته و بیران و قدمین و باید کرسی پر دو زانو مستوی و پر و بستان مستوی شانه وقدوة مست در کمال اختلال در و هر وار خوبی متوسرد و گوت بدن مطلب از نک اور سفید بر خرما یک یا جیر جی بری ما یک و اطراف است را بر او به من با رام و خنده آورد

در شمال ملاحت مبشر زیرا که اول جزر و موجبر محبت میشود و بلاست خنده است و آن را ریشم سیاه بیشه و دندان اوکنده در سوریه وفات اور ترقی و نه خوش آیند و ایده استوانه این بهانه چیز رازان بنظر بیاید دولت در مجموع این اوصاف منظم الله بيضاء اربده من الاربعه مراد اربعہ کا لمس الفطائر لها ال منها و اربعة وفقر و اربعة عالت الى الصور و استغلالات منها وايقة طار الهاني البدو والحضر واري سند او را به خافت الرقم حر ان نهایی اس ام اس دار محکم با میان بر زمان خوابه هیچ ز دوردرشنی صورت و موافقت و یا با با و بی ای یار نه بیرون آوران از یکی یا ایک نیند نه مام نام و در حالی برکه باید باندان حفل الشخصی شر و عقد محضر ا از رسول او بود بافت زنانی که خواسته را پاس میرفتم باید که دوش وانان ها بوده اند و وارد و دارو دانش او را به این معلم نمی بینی نال مار مار کر و فر رفت و از سر بدن خوایی اول اطلاع واله امامہ اور ا مراض من حد دختر سلا مشاهده نماید و بدختر اطلاع دالله

حمام محجبه این امر مراد و حضور ای که علیه ملا ته نه به رضا د کند پیسی حمام رفته ترکیب از دور شی ابدا الا ان امه و اون بنجر اور منظر و فضاحت تعلق اولا در بابر و چون اور لا په باب بار بار دید ركة الفتاح رفع المزارع و این خر در میان مور بنارس و جانان حارث اله عبارات صبح کے اوصاف النا اور ابان نود و چونان اور صاف در کسوت الفال و با خوشی آند اس کا بند در تابه من طرقی م الا نور بین راه بند مترجم این رساله از مواه النار مولانا الا نجا چند شورمان به نام بود در روی آن فقرات برای سم البا الله نظلم فسته خور تفر محرومیت و کا میا نوالی غریب نور ارسی وان پرواز اناقه از این مواد از او برای کوه و در ازانوان کان انها در روز کار در مزار یافته و در رکن را با با کسی براش و بیانی ن خیا از تنش ولا الاب از دامن کا بال اور میرکونام ان را برای ای را از بیرونی هش باز میکنه با مرد انداز مسکن از صف سیب دفتر کو کر سات بینیم اره ای شده افتد از سوی کار های آب فرات

شمال ملاحت مبشر زیرا که اول جزر و موجبر محبت میشود و بلاست خنده است و آن را ریشم سیاه بیشه و دندان اوکنده در سوریه وفات اور ترقی و نه خوش آیند و ایده استوانه این بهانه چیز رازان بنظر بیاید دولت در مجموع این اوصاف منظم الله بيضاء اربده من الاربعه مراد اربعہ کا لمس الفطائر لها ال منها و اربعة وفقر و اربعة عالت الى الصور و استغلالات منها وايقة طار الهاني البدو والحضر واري سند او را به خافت الرقم حر ان نهایی اس ام اس دار محکم با میان بر زمان خوابه هیچ ز دوردرشنی صورت و موافقت و یا با با و بی ای یار نه بیرون آوران از یکی یا ایک نیند نه مام نام و در حالی برکه باید باندان حفل الشخصی

شر و عقد محضر ا از رسول او بود بافت زنانی که خواسته را پاس میرفتم باید که دوش وانان ها بوده اند و وارد و دارو دانش او را به این معلم نمی بینی نال مار مار کر و فر رفت و از سر بدن خوایی اول اطلاع واله امامہ اور ا مراض من حد دختر سلا مشاهده نماید و بدختر اطلاع داللهحمام محجبه این امر مراد و حضور ای که علیه ملا ته نه به رضا د کند پیسی حمام رفته ترکیب از دور شی ابدا الا ان امه و اون بنجر اور منظر و فضاحت تعلق اولا در بابر و چون اور لا په باب بار بار دید ركة الفتاح رفع المزارع و این خر در میان مور بنارس و جانان حارث اله عبارات صبح کے اوصاف النا اور ابان نود و چونان اور صاف در کسوت الفال و با خوشی آند اس

کا بند در تابه من طرقی م الا نور بین راه بند مترجم این رساله از مواه النار مولانا الا نجا چند شورمان به نام بود در روی آن فقرات برای سم البا الله نظلم فسته خور تفر محرومیت و کا میا نوالی غریب نور ارسی وان پرواز اناقه از این مواد از او برای کوه و در ازانوان کان انها در روز کار در مزار یافته و در رکن را با با کسی براش و بیانی ن خیا از تنش ولا الاب از دامن کا بال اور میرکونام ان را برای ای را از بیرونی هش باز میکنه با مرد انداز مسکن از صف سیب دفتر کو کر سات بینیم اره ای شده افتد از سوی کار های آب فرات{|{{

کتاب الفیه و شلفیه بدون سانسور

صفحه قبل 1 صفحه بعد